Bordbar S, Tari Moradi A, Peyvandi P, Zhian Bagheri M, Mahmoudinia S. Comparison of the Effectiveness of Schema Therapy and Acceptance and Commitment Therapy on Emotional Empathy in Patients with Obsessive-Compulsive Disorder. J Sch Public Health Inst Public Health Res. 2025; 23 (3) :203-218
URL:
http://sjsph.tums.ac.ir/article-1-6442-fa.html
بردبار سمیه، تاری مرادی آرزو، پیوندی پریسا، ژیان باقری معصومه، محمودی نیا سعید. مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی عاطفی افراد دارای اختلال وسواس فکری- عملی. مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی. 1404; 23 (3) :203-218
URL: http://sjsph.tums.ac.ir/article-1-6442-fa.html
1- ، arezo.tarimoradi@kiau.ac.ir
چکیده: (27 مشاهده)
زمینه و هدف: افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری–عملی ممکن است در ابراز همدلی عاطفی با دیگران با دشواریهایی روبهرو شوند و مداخلههای درمانی مناسب میتواند این توانایی را بهبود بخشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحوارهدرمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی عاطفی افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری–عملی انجام شد.
روش کار: روش تحقیق در این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون بسطیافته با گروه کنترل به همراه مرحله پیگیری یک و نیم ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مراجعه کننده به مراکز روانشناسی شهر تهران در سال 1403 بود. از میان آنها تعداد 60 نفر بر اساس ملاکهای ورود و به شیوه نمونهگیری در دسترس گزینش شده و به صورت تصادفی در سه گروه (20 نفری) گمارده شدند. گروه آزمایشی اول تحت آموزش طرحواره درمانی در 8 جلسه 90 دقیقهای قرار گرفتند؛ گروه آزمایشی دوم درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را در 11 جلسه 90 دقیقهای آموزش دیدند؛ و گروه کنترل در فهرست انتظار بودند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه همدلی عاطفی بود. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرنی در نرمافزار SPSS23 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: یافته ها نشان داد که بین گروههای آزمایش و گروه کنترل تفاوت معنیدار وجود داشت؛ و هر دو مداخله طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث افزایش همدلی عاطفی در افراد دارای اختلال وسواس فکری- عملی شده و تاثیر این مداخلات درمانی در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است (05/0p<). همچنین، نتایج آزمون تعقیبی بنفرنی حاکی از آن بود که بین آموزش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر متغیر همدلی عاطفی تفاوت معنیدار وجود دارد (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که مداخلات طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میتوانند برای بهبود همدلی عاطفی افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی کارآمد باشند و توصیه میگردد که درمانگران و مشاوران از این روشهای درمانی برای بهبود همدلی عاطفی بیماران مبتلا استفاده کنند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
بهداشت عمومی
| * نشانی نویسنده مسئول: استادیار، گروه روانشناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران |